سفارش تبلیغ
صبا
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

چشمها پیش قراولان دلهایند . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌ها آخرین فعالیت‌ها مجموعه‌نوشته‌ها فرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:   روال ِ آشپزی - طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نخستین اندرویدی ِ من - 
نشاسته ذرّت + سه شنبه 97 مهر 17 - 4:36 صبح

شانسی شد
تصادفی یعنی
رفته بودیم بازار تا پارچه بخریم
فروشگاه لوازم قنادی
در مسیر
مریم گفت سری بزنیم
چشمم به نشاسته ذرّت خورد
خریدم
چرا؟!
هنوز هم نمی‌دانم
هر چقدر هم که فکر می‌کنم!

«با آن چه کنیم؟!»
جستجو
می‌گردیم ببینیم چه می‌شود پخت

نوعی شیرینی پیدا کردم
دستورش در اینترنت
دستور را برای دختر گلم روی فلش‌ ریختم
و...



این را تحویل ما داد
یک‌ساعت بعد
زیبا و لذیذ!

تا پیش از این نمی‌دانستم نشاسته ذرّت چیست
هیچکدام‌مان
نه
تصادفی نبود
شانس اصلاً وجود ندارد
مکانیزم بازار است
تقاضا این‌طور ایجاد می‌شود
وقتی محصول را در برابر دیدگان ما قرار می‌دهند
جلوه می‌دهند
تبرّج
تا بخریم
چیزی را که احساس نمی‌کردیم به آن نیاز داریم
در سبد خریدمان قرار بگیرد!

قال امیرالمؤمنین (ع): «وَ اُحَذِّرُکُمْ الدُّنْیا فَاِنَّها مَنْزِلُ قُلْعَة، وَلَیْسَتْ بِدارِ نُجْعَة. قَدْ تَزَیَّنَتْ بِغُرُورِها، وَ غَرَّتْ بِزینَتِها. دارٌ هانَتْ عَلى رَبِّها، فَخَلَطَ حَلالَها بِحَرامِها، وَ خَیْرَها بِشَرِّها، وَ حَیاتَها بِمَوْتِها، وَ حُلْوَها بِمُرِّها. لَمْ یُصَفِّهَا اللّهُ تَعالى لاَِوْلِیائِهِ، وَلَمْ یَضِنَّ بِها عَلى اَعْدائِهِ.» (نهج‌البلاغه، خ112)
 شما را از دنیا مى ترسانم که منزل کوچ است نه جاى اقامت. به امور فریبنده خود را آراسته، و با آرایشش به فریفتن برخاسته. سرایى است که نزد پروردگارش بى مقدار است، حلالش را به حرام، و خیرش را به شرّ، و حیاتش را به مرگ، و شیرینش را به تلخى درآمیخته. خداوند آن را براى دوستانش خالص و گوارا نکرده، و از پرداخت آن به دشمنانش مضایقه ننموده است. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 255 - اقتصاد 42 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   روال ِ آشپزی - طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نخستین اندرویدی ِ من - 
عشق ِ کار + چهارشنبه 97 مهر 11 - 5:0 صبح

کار را می‌شود بازی کرد
تا بازی‌شان کار شود
بازی کردن‌شان یعنی

تار عنکبوت‌ها را نشان‌شان دادم
درس و مشق‌شان تمام شده و بی‌کار
بچه که نباید ول باشد
انسان کلاً نباید
تنبلی مقدمه فساد است

شدند شکارچی
سیدمرتضی جاروبرقی را آورد
سیداحمد نشانه گرفت
تمام درزهای خانه را
کنج دیوارها
جاهایی که عنکبوت‌ها خانه‌های سست خود را می‌سازند



بازی کردند
لذّت بردند
خندیدند
شاد شدند
کیف کردند
بالا و پایین پریدند
دست‌شان را
سر کوچک جاروبرقی را
به تمام گوشه‌های خانه رساندند

کار نکردند
کاربازی کردند!

قال الأمیر (ع): «وَ کَذلِکَ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ الْبَرىءُ مِنَ الْخِیانَةِ یَنْتَظِرُ مِنَ اللّهِ اِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ: اِمّا داعِىَ اللّهِ، فَما عِنْدَ اللّهِ خَیْرٌ لَهُ، وَ اِمّا رِزْقَ اللّهِ، فَاِذا هُوَ ذُو اَهْل وَ مال، وَ مَعَهُ دینُهُ وَ حَسَبُهُ. اِنَّ الْمالَ وَ الْبَنِینَ حَرْثُ الدُّنْیا، وَ الْعَمَلَ الصّالِحَ حَرْثُ الاْخِرَةِ، وَ قَدْ یَجْمَعُهُمَا اللّهُ لاَِقْوام» (نهج‌البلاغه، خ23)
انسان مسلمانى که به دور از خیانت است به انتظار یکى از دو برنامه نیکو از سوى خداست: یا خداوند او را به جهان دیگر برد، که در آنجا آنچه نزد خدا دارد براى او بهتر است؛ یا رزق الهى در اهل و مال و همراه آن دین و شرف به او برِسد. همانا ثروت و فرزند بهره این جهان، و عمل صالح نصیب انسان در آخرت است، که گاه خداوند این دو را در گروهى جمع مى کند (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 255 - کار 27 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   روال ِ آشپزی - طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نخستین اندرویدی ِ من - 
انتخاب ِ آموخته + دوشنبه 97 مهر 9 - 5:0 صبح

می‌خواهد پیراهن بخرد
دستش را باز گذاشتم
انتخاب با خودش
رفتیم مغازه‌ای
بازارچه الغدیر
انواع پیراهن
رنگ‌های متنوّع
طرح ساده‌ای را انتخاب کرد



نه هیچ‌کدام از آن‌هایی که نوشته داشتند
نه آن‌هایی که مرسوم
نه لباسی که دوستانش معمولاً انتخاب می‌کنند

به خانه که آمد
دیدم بشکاف برداشته
سخت درگیر
«چه می‌کنی پسرم؟!»
آرم کوچک فلزی بالای جیب لباس را جدا کرد
تا ساده‌تر باشد
تا نمادهای خارجی روی آن نباشد
چرا؟!

تربیت اتفاقی نیست
خود به خود نمی‌شود
مکانیزم دارد
روندی
فرآیندی
رفتار را می‌بینند
اعتماد می‌کنند
اگر دروغ نگویی و خطا نکنی
اگر ظلم نکنی و تبعیض قائل نشوی
معتمد که باشی الگو می‌شوی
رفتار الگو را می‌آموزند
یاد می‌گیرند و تکرار می‌کنند
این می‌شود که شده
انتخاب‌هایی که آموخته!

قال امیرالمؤمنین (ع): «تَکْرُمُونَ بِاللّهِ عَلى عِبادِهِ، وَلا تُکْرِمُونَ اللّهَ فى عِبادِهِ. فَاعْتَبِرُوا بِنُزُولِکُمْ مَنازِلَ مَنْ کانَ قَبْلَکُمْ، وَانْقِطاعِکُمْ عَنْ اَوْصَلِ اِخْوانِکُمْ» (نهج‌البلاغه، خ116)
به سبب خدا بر بندگانش کرامت یافته اید، در حالى که خدا را (با نافرمانى از اوامرش) در میان بندگانش اکرام نمى کنید. از قرار گرفتن در منازل آنان که پیش از شما بودند و از دنیا رفتند، و از جدا شدن از نزدیکترین برادرانتان (به سبب مرگ) عبرت بگیرید (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 255 - آموزش 22 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   روال ِ آشپزی - طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نخستین اندرویدی ِ من - 
تندروی + شنبه 97 مهر 7 - 2:36 عصر

بزرگ که می‌شوند
مستقل‌تر
باید هم باشند
تنها بروند و بیایند
مسیر مدرسه را
اما نه بدون آموزش
نکاتی را یادشان دادم:

از راه‌های خلوت نروید
مسیر همیشگی
شلوغی امنیت است

اگر دوست‌تان گفت از این ور
یا تا فلان مغازه
هرگز
دوست مدرسه‌ای مال ِ مدرسه است
مال ِ خیابان نیست

داخل گوشی موبایل
یا تبلت دیگران
هرگز نگاه نکنید
بچه‌های مدرسه
در مدرسه اجازه ندارند بیاورند
بیرون شاید
چیزهایی هست که اگر ببینید به شما آسیب می‌زند
روح و روان‌تان
زیاد هم شده
خود را از خطر گوشی‌های هوشمند حفظ کنید



حرف کسی را گوش نکنید
مثلاً بگوید پدرتان مرا فرستاده
گفته بیایم دنبال شما
یا هر شخص دیگری
کودکان را معمولاً به این روش می‌دزدند

اگر به شما تنه زدند
زیاد به شما نزدیک شدند
کسی به شما دست زد
سریع فاصله بگیرید
بعضی آدم‌ها بیمارند
انسان سالم به حریم شما نزدیک نمی‌شود
سادیسم یا مالیخولیا یا مازوخیسم یا پدوفیلی

اگر چه معنی این واژگان را نمی‌فهمند
اما با دقت
گوش می‌کنند و می‌پذیرند

در خیابان ندوید
آرام عبور کنید
تا راننده خود را با شما هماهنگ کند
دویدن فرصت را از او می‌گیرد
سبب تصادف می‌شوید

و از همه مهم‌تر
تند راه بروید
در مسیر
انسانی که مقصد دارد تند راه می‌رود
آهسته نروید
شل و وارفته
این یک علامت است
یک نشانه
یک فرصت است
آسیب‌پذیری را ساده‌تر می‌کند
آن‌هایی که آرام راه می‌روند بیشتر مورد طمع هستند
کسی با تندروها کاری ندارد!

قال الأمیر (ع): «وَکانَ اَهْلُ ذلِکَ الزَّمانِ ذِئاباً ... وَ اَوْساطُهُ اُکّالاً، وَ فُقَراؤُهُ اَمْواتاً، وَ غارَ الصِّدْقُ، وَ فاضَ الْکَذِبُ، وَ اسْتُعْمِلَتِ الْمَوَدَّةُ بِاللِّسانِ، وَ تَشاجَرَ النّاسُ بِالْقُلُوبِ، وَ صارَ الْفُسُوقُ نَسَباً، وَالْعَفافُ عَجَباً» (نهج‌البلاغه، خ107)
مردم (توانمند) آن روزگار همچون گرگ، و میانه حالشان طعمه، و نیازمندانشان مرده خواهند بود، راستى ناپدید شود، و دروغ فراوان گردد، مردم به زبان اظهار دوستى، و به دل دشمنى کنند، فسق عامل نسبت، و عفّت باعث شگفتى شود. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 255 - مدرسه 29 - آموزش 22 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   روال ِ آشپزی - طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نخستین اندرویدی ِ من - 
ذوق ِ مدرسه + یکشنبه 97 مهر 1 - 3:33 عصر

ذوق دارند
کتاب ِ نو
لباس ِ نو
روزهای فراموش‌شده
جز خاطره باقی نمانده
سختی‌ها از یاد رفته
زیبایی‌ها در یاد مانده
این است وضع و حال کودکان
اول ِ هر مهر

قال الأمیر (ع): «حُمِّلَ کُلُّ امْرِىء مِنْکُمْ مَجْهُودَهُ، وَ خُفِّفَ عَنِ الْجَهَلَةِ» (نهج‌البلاغه،خ149)
به هر یک از شما به اندازه قدرتش تکلیف شده، و به نادانان تخفیف داده شده است. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 255 - مدرسه 29 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:   روال ِ آشپزی - طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نخستین اندرویدی ِ من - 
نهی از منکر آشکار + پنج شنبه 97 شهریور 29 - 7:12 عصر

«أَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی ص أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْکَر» (امام حسین ع)
همانا من از روى سبکسرى و گردنکشى، و نیز براى ایجاد فساد و ستمگرى دست به این قیام نزدم، بلکه براى اصلاح اوضاع امّت جدّم قیام کردم، و مى‏ خواهم «امر به‏ معروف‏» و «نهى از منکر» کنم.

روزی که استخدام می‌شود
کارگر
یا کارمند
سی هزار تومان مثلاً
پیشنهاد کارفرما
حساب می‌کند:
روزی دو نان می‌شود
با کمی پنیر
با خانواده می‌خورم

می‌پذیرد
چرا؟!
زیرا می‌تواند با این کار زندگی کند

اما چند ماه بعد
اتفاقی می‌افتد
دیگر نمی‌شود
نمی‌تواند یعنی
حالا نان گران می‌شود
پنیر گران می‌شود
گوشت گران می‌شود
نه...
صبر کن
انگار نه نان گران شده و نه پنیر
بله
این پول من است که ارزان شده
نسبت به تمام کالاهای موجود در بازار!

قرار را عوض کرده‌اند
قرار بود با این پول بشود دو تا نان خرید
اما
تعادل را بر هم زده‌اند
اسکناسی که قرار بود معادل دو نان باشد
دیگر نیست
اما
حقوقی که این کارگر توافق کرده بود چه؟!
تغییری که نکرده
قرار بود ماهی قدّ دو نان و اندکی پنیر حقوق بگیرد
حالا یک نان شده بدون پنیر
این ظلم نیست
این‌که بدون موافقت یک طرف قرارداد قرار را عوض کرده‌اند؟!

قطعاً هست
این منکر است
این جنایت ِ بانک است
این دزدی
کار ِ هر شب و روز بانک مرکزی‌ست
همه بانک‌ها
که البته با مجوّز بانک مرکزی
با درصدی که کارشناسان ظالم این بانک تعیین می‌کنند
پول خلق می‌کنند
آشکار
مطلبی که این‌جا بیان کردم



بچه‌های من
عزیزان دلم
امروز رفتیم
دیروز هم
دیدید ماجرای قیام امام حسین ع را
دسته‌های عزاداری را
بچه‌های من
شنیدید که امام حسین ع برای نهی از منکر قیام کرد
تا جلوی منکر را بگیرد
که شهید شد
برای همین هدف
چه منکری بزرگ‌تر از این دزدی آشکار
آن‌هایی که از یک ملّت دزدی می‌کنند؟!

بچه‌های من
این‌ها دزد هستند
این‌هایی که بانک ساخته‌اند
اصلاً بانک یعنی دزدی
یک دزدی آشکار
یک منکر آشکار
اصلاً بانک کارش همین خلق پول است
بانک‌هایی که با نظریه نئوکلاسیک کار می‌کنند
پول را کالا می‌دانند
ربا می‌خورند
رباخوارند

بچه‌های من
اگر یک روز خواستید قیام کنید
برای نهی از منکر
همانند جدّتان حسین ع
علیه بانک قیام کنید
علیه این بانکی که رسماً در روز روشن
جلوی چشم همه
ثروت مردم را می‌دزدد
پولی را که وعده داده هر صد ریالش
معادل یک گرم طلای خالص باشد
چیزی که در قانون پولی و اعتباری تصریح شده
همین الآن هم هست
تخلّف کرده
ثابت نگه نداشته
مال ِ مردم را به باطل خورده
علیه این چنین بانکی قیام کنید

بچه‌های من
اگر مثل من ترسو نبودید
اگر جرأت قیام علیه ظلم را داشتید
بانک مهم‌ترین منکر در کشور ماست
تا بانک را بر ندارید عدالت اسلام در این کشور جاری نمی‌شود!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: اقتصاد 42 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   روال ِ آشپزی - طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نخستین اندرویدی ِ من - 
ساعت ِ ساخت ِ خانه + یکشنبه 97 شهریور 25 - 5:0 صبح

شکست
اتفاقی بود
اشتباه است دیگر
کاری که نمی‌شود کرد
پیش می‌آید

البته قاصر بود
گفته بودم صندلی بگذار
نخواست
خواست با کمک قدّ خودش سرجایش بگذارد
این شد که افتاد

مریم برای والیبال
توپ‌بازی با دیوار
ساعت را اجازه گرفت و از جای خود برداشت
بازی‌اش که تمام شد
خواست بگذارد
سُر خورد و افتاد و شکست
حالا سؤال این بود:
کی برویم و ساعت دیواری بخریم؟!

فکری به ذهنم رسید
مقداری فوم ماکت‌سازی از اتاق آوردم
و ابزارهای مورد نیاز را:
«بچه‌ها موتور ساعت که هنوز کار می‌کند!»



قاب ساعت شکسته بود
قاب را خودمان ساختیم
دو سه ساعتی طول کشید
ولی...

دیوانه‌کننده بود
خوشحالی بچه‌ها
لذّتی که بردند
وقتی محصول کار را دیدند
ذوق زیادی کردند
و تعریف زیادتری
از زیبایی آن
دوستش داشتند!

اما یک درس مهم هم داشت
یک تجربه مهم‌تر؛
ما ساعت دیواری خودمان را ساختیم
تصویری که هر روز مقابل چشم‌مان است
و دلگرم‌مان می‌سازد
به چی؟!
به این‌که «ما می‌توانیم»!

قال الأمیر (ع): «سُبْحانَکَ خالِقاً وَ مَعْبُوداً، بِحُسْنِ بَلائِکَ عِنْدَ خَلْقِکَ خَلَقْتَ داراً وَ جَعَلْتَ فیها مَأْدُبَةً: مَشْرَباً وَ مَطْعَماً، وَ اَزْواجاً وَ خَدَماً، وَ قُصُوراً وَ اَنْهاراً، وَ زُروعاً وَ ثِماراً; ثُمَّ اَرْسَلْتَ داعِیاً یَدْعُو اِلَیْها. فَلاَ الدّاعِىَ اَجابُوا، وَلا فیما رَغَّبْتَ اِلَیْهِ رَغِبُوا، وَلا اِلى ما شَوَّقْتَ اِلَیْهِ اشْتاقُوا. اَقْبَلُوا عَلى جیفَة قَدِ افْتَضَحُوا بِاَکْلِها، وَاصْطَلَحُوا عَلى حُبِّها، وَ مَنْ عَشِقَ شَیْئاً اَعْشى بَصَرَهُ، وَ اَمْرَضَ قَلْبَهُ، فَهُوَ یَنْظُرُ بِعَیْن غَیْرِ صَحیحَة، وَ یَسْمَعُ بِاُذُن غَیْرِ سَمیعَة، قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَواتُ عَقْلَهُ، وَ اَماتَتِ الدُّنْیا قَلْبَهُ، وَ وَلَّهَتْ عَلَیْها نَفْسَهُ، فَهُوَ عَبْدٌ لَها وَ لِمَنْ فى یَدِهِ شَىْءٌ مِنْها. حَیْثُما زالَتْ زالَ اِلَیْها، وَ حَیْثُما اَقْبَلَتْ اَقْبَلَ عَلَیْها.» (نهج‌البلاغه،خ109)
منزّه آفریدگار و معبودى هستى، به نیکویى ِ نعمتت بر بندگان است که سرایى (چون آخرت) به وجودآورده اى، ... سپس دعوت کننده اى را فرستادى تا مردم را به آن دعوت کند. ولى نه دعوت کننده را پاسخ گفتند، و نه در آنچه ترغیب کردى رغبت نمودند، ... به سوى مُردارى رو کردند که با خوردنش رسوا شدند، و بر عشق به آن سازش نمودند، و هر که عاشق چیزى شود چشمش را کور، و دلش را بیمار مى کند، ... از این رو او برده دنیاست و بنده کسى که اندکى از دنیا در اختیار دارد. دنیا به هر طرف بگردد او هم مى گردد، و به هر سوى روى کُند او هم روى مى آورد. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: کار 27 - هنر 9 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   روال ِ آشپزی - طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نخستین اندرویدی ِ من - 
ایده باران + دوشنبه 97 شهریور 19 - 5:0 صبح

«بابا یه اختراع کردم»
زیاد به ذهنش می‌رسد
مثل کودکی خودم
تا توضیحش تمام می‌شود
پاسخم همیشه این است:
«این‌طوری متوجه نمی‌شم، روی کاغذ بکش، نشونم بده تا بفهمم»

تعمّد داشتم
تا یاد بگیرد
این‌که به کتابت درآورد
از ذهنش بیرون

و یاد گرفت
مدتی‌ست گرفته
کمدش را که نگاه کنی
پر شده از اختراعاتی که ثبت کرده



البته که فعلاً کودکانه‌اند
اما
ارزش دارند
این‌که یاد می‌گیرد روی کاغذ بیاورد
طراحی کند
و یافته‌هایش را
در ذهن خود رها نسازد
تا یادش نرود و باقی بماند
تا بتواند به دیگران نشان دهد
به تفاهم برساند

همه ما آدم‌ها
اگر به گذشته‌مان با تعمّق بیاندیشیم
یافته‌هایی داشته‌ایم
برای زندگی بهتر
بیشترشان فراموش شده
از خاطرمان رفته
هر چه که بزرگ‌تر شده‌ایم
یافته‌هایی که به قید کشیده نشده‌اند
روی کاغذ نیامده‌اند
و حرف‌هایی
که نمی‌توانیم بیان کنیم
به دیگران بفهمانیم
چون نتوانسته‌ایم روی کاغذ ثبت کنیم!

قال الصادق (ع): «القَلبُ یَتَّکِلُ علَى الکِتابَةِ» (کافی، ج8، ص52)
امام صادق (ع) فرمودند: دل به نوشتن آرام می‌گیرد.


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 255 - آموزش 22 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   روال ِ آشپزی - طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نخستین اندرویدی ِ من - 
سرعت ِ بد + شنبه 97 شهریور 17 - 6:47 عصر

تولید خانگی تغییر کرده
تحوّل یافته
قبل‌تر همه کارها
اکنون همه از بیرون
سبزی دیگر پاک کردن نمی‌خواهد
خُرد کردن هم
پیاز سرخ کرده بیرون هست
سیب‌زمینی خلالی
فلافل نیم‌پز شده
کتلت نیم‌آماده

شرکت‌ها دنبال درآمد
بازار می‌سازند
و خانه‌دارها
البته که تا بتوانند درصدد تسهیل

قبل‌تر هر چه تلاش می‌کردیم
بارها و بارها
هرگز موفق نشدیم
خامه‌مان سفت و محکم نمی‌شد
برای شیرینی



ناگهان دیدیم قنادی محل تابلو زده
خامه قنادی برای فروش
یک کیلو خریدیم
سفت و محکم و آماده
مریم به سادگی شیرینی تر درست کرد در خانه

روستا که بود
کله سحر می‌رفت از کوه سبزی جمع می‌کرد
گاهی هم در زمین خود می‌کاشت
پاک می‌کرد و می‌شست و خُرد
تا بلکه به ظهر نرسیده ناهار را بار بگذارد

شهری سبزی را می‌خَرید
پاک می‌کرد و می‌شست و خُرد
دو سه ساعته ناهار آماده

اما امروز...
خانه‌دارها این‌طور است که بی‌کار می‌شوند
کار ِ خانه کم می‌شود
سبزی که خُرد شده
حتی سرخ‌کرده
پیاز هم
اصلاً غذای آماده
نیم‌پز و تندپز
زمان تهیه غذا به دقیقه رسیده
اتفاقی که زندگی را متحوّل کرده
سبک زندگی را

اگر چه این تحوّل ابتدا به نظر خوب می‌رسد
ولی آثار خوبی بر آن مترتّب نیست
آثاری که می‌توانیم در جامعه خود مشاهده کنیم
به روابط درون خانواده‌ها که نگاه کنیم
اگر اهل دقّت باشیم
سرعت همیشه خوب نیست!

قال الامیر (ع): «اَما وَ الَّذى نَفسى بِیَدِهِ لَیَظهَرَنَّ هؤُلاءِ القَوْمُ عَلَیکُم، لَیسَ لاِنَّهُم اَوْلى بِالْحَقِّ مِنکُمْ، وَلکِن لاِسراعِهِم اِلى باطِلِ صاحِبِهِم وَ اِبطائِکُم عَن حَقِّى» (نهج‌البلاغه، خ97)
بدانید به خدایى که جانم در دست قدرت اوست که ارتش معاویه بر شما پیروز خواهند شد، نه به خاطر اینکه از شما به حق شایسته ترند، بلکه بدان خاطر که آنان در حرکت به سوى باطل ِ زمامدارشان شتابانند! (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 162 - خانواده 39 - آشپزی 16 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:   روال ِ آشپزی - طرح پیراهن - لذّت ِ ساختن - نخستین اندرویدی ِ من - 
مِن حیثُ لایحتسب + سه شنبه 97 شهریور 13 - 3:15 عصر

صدای موتور پستچی را می‌شناسم
همیشه هم سر ظهر
ولی امروز
من که منتظر بسته‌ای نبودم

وقتی موتور ایستاد
کنار پنجره آشپزخانه
حس کردم الآن زنگ خواهد زد
ولی امروز
هیچکدام که منتظر بسته‌ای نبودیم

رفتم
پیش‌قدم در سلام شدم
تا در را باز کردم
هم را می‌شناسیم
مهربان است
احوال‌پرسی و گوشی موبایلش را جلو آورد
همان کار حُمقا را تکرار کردم
با انگشت
روی صفحه گوشی موبایلش امضا
مثل همیشه کج و کوله
مسخره درآمد
ولی خب به خیالشان
امضای دیجیتال است دیگر
کاری که قبلاً هم درباره‌اش این‌جا نوشته بودم

بسته را داد
خداحافظ
آمدم داخل
حیران
من و بچه‌ها که منتظر بسته‌ای نبودیم
آن هم با چنین فرستنده‌ای:
دفتر مقام معظّم رهبری

به نام گیرنده نگاه کردم
این را که دیگر اصلاً انتظار نداشتم
بر حیرتم افزود
آن‌چه دیدم



مریم گریه‌اش گرفت
تا باز کرد
سجاده و مهر و تسبیح را که دید
پرسیدم
و خلاصه جواب داد:
«معلّم گفت به دیدار رهبری می‌رود، هر که می‌خواهد نامه بنویسد»

مریم در کلاس نامه نوشته بود
در سال تحصیلی گذشته
من هم خبر نداشتم
تحویل ِ معلّم
و امروز...

مریم خوشحال شد
به حدّی که گریه‌اش گرفت
و من...

با خود اندیشیدم
وقتی نامه‌ای از بزرگی به دستمان می‌رسد
خوشحال می‌شویم
طبیعی هم هست
پس من چرا غفلت می‌کنم
چند بار تا به حال نامه مهم‌ترین موجود عالم را خوانده‌ام؟!
با دقّت
با تدبّر
نامه‌ای که برای من فرستاده است
برای همه ما
برای بشریّت
بله قرآن را می‌گویم

چرا از داشتن قرآن شادی نمی‌کنم
و از خوشحالی اشک نمی‌ریزم
بد به حالم که از ذوق نمی‌میرم
وقتی الله (جل جلاله و عظم شأنه) مرا خطاب قرار می‌دهد:

«یا ایها الناس اعبدوا ربکم الذی خلقکم» (بقره:21)
«یا ایها الناس کلوا مما فی الارض حلالا طیبا» (بقره:168)
«یا معشر الجن و الانس ألم یأتکم رسل منکم» (انعام:130)
و بسیاری دیگر...

امام صادق (ع) متوجه این مطلب بوده که فرموده است:
«لذة ما فی النداء ازال تعب العباده والعنا» (مجمع‌البیان، ج2، ص5)
لذتی که در ندای الهی است، خستگی و رنج عبادت را برطرف می‌کند.


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 255 -

نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
از فعالیت
به فرزند
در سفر
به فرزند
با نوشتن
به فرزند

شنبه 97 مهر 28

امروز: 687  بازدید

دیروز: 1327  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه فرهنگ فلسفه اقتصاد خانواده سفر مدرسه کار آموزش بازی آشپزی سند غذا روحانیت فیلم هنر عراق جوجه ترکیه دشمن خیاطی خواص انشا کتاب فاصله طبقاتی زینبیه خودم ارومیه تاریخ نهج‌البلاغه ورزش مهران فارسی طلاق
آشنایی
فرزندانم 13 - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 38
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
کتابخانه احادیث شیعه
هوای امروز شهر قم
مختصات بازدیدکنندگان


طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد 2040833 بازدید